یکشنبه , ۶ مهر ۱۳۹۹
هاست

متن و ترجمه آهنگ Niall Horan – Finally Free

 Niall Horan – Finally Free

Standing here on my own
خودم تنها اینجا ایستادم

Yeah, the first step’s the hardest when you’re walking into the unknown
آره، وقتی سمت چیز ناشناخته ای میری، قدم اول سخت ترین قدمه

It’s been dark, and it’s been cold
(اولش) تاریک و سرد بود

Had my head in the clouds never knowing what lies down below
سرم توی ابرها بود، هرگز نمی دونستم اون پایین چی میگذره

Then you spoke your truth with no secrets
بعدش تو واقعیت رو مستقیما بهم گفتی

Told me, “use your heart while it’s beating”
بهم گفتی تا وقتی قلبت می تپه ازش استفاده کن (تا وقتی زنده ای مهربون باش)

When you’re right here beside me there’s nothing else I need
وقتی اینجا کنارمی به چیز دیگه ای نیاز ندارم

Your eyes keep me reminded that nothing’s out of reach
چشمات همیشه بهم یاداوری میکنه که هیچ چیز دست نیافتنی نیست

When you’re with me It feels like I’m finally free
وقتی با منی انگار بالاخره احساس رهایی میکنم

Feels like I’m finally free
انگار بالاخره احساس رهایی میکنم

I didn’t know, Didn’t know what was real
من نمی دونستم، نمی دونستم چی واقعیه

Had to go to the edge and the ground just to see how it feels
باید (از بالای ابرها) به زمین و لبه پرتگاه می رفتم تا ببینم چه حسی داره

Then you spoke your truth with no secrets
بعدش تو واقعیت رو مستقیما بهم گفتی

Told me, “use your heart while it’s beating”
بهم گفتی تا وقتی قلبت می تپه ازش استفاده کن (تا وقتی زنده ای مهربون باش)

When you’re right here beside me there’s nothing else I need
وقتی اینجا کنارمی به چیز دیگه ای نیاز ندارم

Your eyes keep me reminded that nothing’s out of reach
چشمات همیشه بهم یاداوری میکنه که هیچ چیز دست نیافتنی نیست

When you’re with me It feels like I’m finally free
وقتی با منی انگار بالاخره احساس رهایی میکنم

Feels like I’m finally free
انگار بالاخره احساس رهایی میکنم

I used to spend my nights looking at the stars
من عادت داشتم شب هام رو با نگاه کردن به ستاره ها میگذروندم

Wondering how to get there, is it just too far?
کنجکاو بودم که چطور میشه بهشون رسید، یعنی خیلی فاصله دارن؟

I used to spend my nights looking at the stars
من عادت داشتم شب هام رو با نگاه کردن به ستاره ها میگذروندم

Wondering how to get there, is it just too far?
کنجکاو بودم که چطور میشه بهشون رسید، یعنی خیلی فاصله دارن؟

But when you’re right here beside me there’s nothing else I need
ولی وقتی اینجا کنارمی به چیز دیگه ای نیاز ندارم

Yeah, your eyes keep me reminded that nothing’s out of reach
آره، چشمات همیشه بهم یاداوری میکنه که هیچ چیز دست نیافتنی نیست

It’s easy to believe
باورکردنش راحته

When you’re with me It feels like I’m finally free
وقتی با منی انگار بالاخره احساس رهایی میکنم

Feels like I’m finally free
انگار بالاخره احساس رهایی میکنم

Feels like I’m finally free
انگار بالاخره احساس رهایی میکنم

مترجم
Hossein Qasemi
0
اشتراک
به من اطلاع بده
guest
0 دیدگاه‌ها
Inline Feedbacks
نمایش تمام نظرات